بایگانی ماهیانه شهریور ۱۳۹۸

صفحه اصلی/2019/سپتامبر

اردو

پسر بزرگم تازه‌وارد شانزده‌سالگی شده بود که مجبور شد به‌اتفاق سایر کاسب‌های محلی که در آنجا ما هم صاحب‌دکان کوچکی بودیم برای پی گیری سرقت شبانه‌ای که رخ‌داده بود به آگاهی مراجعه و از طریق ثبت دوربین‌هایی که فیلم سرقت را ضبط کرده بودند به آنجا مراجعه کنند شاید بنشانند [...]

By |۱۳۹۸/۶/۱۶ ،۲۰:۳۸:۵۹ +۰۰:۰۰شهریور ۱۶ام, ۱۳۹۸|جستارها|بدون دیدگاه

نیمکت پارک

-ببخشید خانم، میشه خانمم اینجا باشه؟ من برم براشون آب بگیرم؟ - حتماً، بفرمایید. خانمی را که هم‌سن‌وسال‌های مادر خودم می‌باشد را کنارم احساس می‌کنم. از لب‌های سفید شده‌اش و رنگ‌پریدگی‌اش می‌فهمم دیابت دارد. از کوله کنار دستم، فلاکس آب کوچکی را که خیلی زحمت بکشد، دو لیوان بیشتر آب [...]

By |۱۳۹۸/۱۰/۶ ،۰۹:۳۹:۲۵ +۰۰:۰۰شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۸|جستارها|۲ Comments

حق طلاق

بعد از بازگشت از آخرین جشن عروسی ، هیچ حس خوبی را با خودم به خانه نیاورده بودم. درحالی‌که همیشه بعد از پایان هر جشنی، من چند روزی را با زمزمه آهنگ‌ها و سرخوشی‌هایی که از دیدارهای دوست، فامیل نصیبم شده بود بسر می‌بردم. ولی این آخرین ضیافتی که بالاتر [...]

By |۱۳۹۸/۶/۱۳ ،۱۷:۵۹:۰۷ +۰۰:۰۰شهریور ۱۳ام, ۱۳۹۸|جستارها|بدون دیدگاه

غزاله

غزاله را بعد از جشن عروسی باشکوهش در بهار گذشته، دیگر ندیده بودم.تک دختر یکی از بهترین دوستانم را. این روزهای نزدیک به شروع ماه محرم، گویی خیلی‌ها تازه فهمیده اند قراراست یکی دو روز دیگر، محرم شروع شود و این‌ها جامانده‌اند. درست دقیقه نود! گر چه حقیقتاً دیگر رفتن [...]

By |۱۳۹۸/۶/۱۲ ،۱۸:۵۴:۱۷ +۰۰:۰۰شهریور ۱۲ام, ۱۳۹۸|جستارها|بدون دیدگاه