تو تاکسی نشسته بودم، مسافر دیگر آقایی بود که چنان سخنان مبسوطی را فرمایش می‌کردند که می‌گفتی وزیر ورزش هستند، با خوشحالی حامل این پیام برای زنان و دختران این سرزمین بودند که با ایجاد راه‌هایی مجزا و تونل زدن و دیوار کشیدن و قرار دادن نیروی انتظامی نسوان، در جایگاه‌های استقرار زنان در ورزشگاه‌ها، ازاین‌پس شاهد آن خواهیم بود که زنان و دختران هم‌وطنمان بتوانند از نزدیک رشته‌های موردعلاقه‌شان را به تماشا بنشینند.
واقعاً چه مژده‌ای، یاد این بیت می‌افتم: بر این مژده گر جان‌فشانم رواست، خدای را شاکرم که زود به مقصد رسیدم و مابقی سخنان این دلسوز جامعه ورزش و بالطبع زنان این سرزمین را نشنیدم.
می‌روم و در ذهنم با خودم حرف می‌زنم، انگار قرار است همه‌جا پروژه دیوار راه یابد، می‌گویند دیوار خوب است، دیوار از تمام خطرات احتمالی پیشگیری می‌کند، برای بقا، غیرت، شرف تعصب، دیوار نقش اساسی دارد. دیوار ضرر ندارد، خیلی هم خوب است، زن‌ها می‌توانند در آرامش از پارک استفاده کنند، می‌توانند وقتی دیوار کشیده شود به استادیوم بروند و شادی کنند، در اتوبوس که نمی‌شود دیوار کشید، میله‌های فلزی می گذارند، معتقدند دانشگاه‌ها خطرناک‌ترین منطقه مین‌گذاری شده است، ممکن است جوانی با دیدن جنس مخالفی، خدای‌ناکرده پایش روی مین برود و داستان سازی شود، برویم آنجا را هم دیوار بکشیم، دیوار دور پارک، دیوار توی اتوبوس، دیوار اینجا دیوار آنجا، دیوار همه‌جا.

برای من که جهت آب‌درمانی به استخر رفته بودم و آنجا هم با برزنتهایی شاید بتوان گفت ضدگلوله، راه مشترکی کوتاهی را که به استخرهای جداگانه‌ای ختم می‌شد، ولی مسیر کوتاهی با به قول مسئولین “برادران ” یکی بود را استتار کرده بودند، دیوار برزنتی، دیوار میله‌ای، دیوار پیش‌ساخته، چقدر در این چند دهه اخیر عمرم، دیوار دیده‌ام. ساکم را که بوی نم استخر، بوی کلر، بوی آب می‌دهد را دودستی کنار سینه‌ام چسباندم، نفس کشیدم شاید داغی سخنان گوینده دلسوز جامعه زنان را فراموش کنم، راه می‌رفتم و با خودم حرف می‌زدم تا کی؟ جهان در حال محو دیوارهاست و برای پی‌ریزی عظیم ستون‌های پل، مسابقه‌ای وسیع در جهان به راه افتاده.
این جهان برای زنده‌بودن کره زمین، نیاز به تغذیه دارد، به ارتباط به دست‌ها، دیدیم که دیوار برلین زمانی در نوع خودش بی‌نظیرترین عامل جدایی بود، فروریخت و چه هلهله‌ای بر پا شد. دیوار برلین و چین به جاذبه توریستی‌ای بدل شد که در کنارش عکس می‌گیرند و به ریش سازندگانش می‌خندند. همه دیوارها روزی آوار می‌شوند.
باور نمی‌کنیم دیوار چاره راه نیست. بپذیریم دیوارها روزی به تاریخ می‌پیوندند، نهایتاً شاید برای جذب توریستی استفاده شود که یادگار دوران جهل سرزمینی باشند.
جهان در حال محو مرزهای جغرافیایی است و ساختن پل.
ما هنوز داریم دیوار می‌سازیم. این روزها زمین، برای ماندن، به ارتباط نیاز دارد به پل‌هایی برای وصل شدن، برای به اشتراک‌گذاری اطلاعات، برای رشد در هر زمینه‌ای.
کاش باور کنند که دنیای غارنشینی و پارینه‌سنگی به پایان رسیده، بیاییم از دستانمان پل بسازیم برای ساختن، برای لایروبی رودخانه‌هایمان که سیلابی شدنشان جان هم‌وطنانمان را به بازی نگیرد، بیاییم یاد بگیریم دیوارها فرو ریزنده‌اند. کاش به‌جای دیوار پل می‌ساختیم.