زنگ هنر

زنگ هنر

کلاس چهارم دبستان زنگ خیاطی داشتیم،یادش بخیر خانم فیروزه معلم دینی و قرآن ما بود که هنر هم تدریس می کرد.می گفت خیاطی از جمله هنر هایی است که باید مرد و زن بلد باشند.مثل الفبا زبان فارسی ،یاد که گرفتی هشتاد نود درصد راه خواندن و نوشتن را رفته ای.در ساعت هنر ما باید کتابچه های پارچه ای را با خود به مدرسه می بردیم برای یاد گیری کوک زدن،بخیه زدن،پس دوزی ،زیگزاگ،ساده ترین دوخت و دوزهای رایج آن زمان را ما در کلاس هنر تمرین می کردیم تا در کلاس پنجم کمی تخصصی تر عمل کنیم.دوختن دکمه های مختلف ،انواع قزن ها ،نر و ماده بودن قزن ها از موضوعاتی بود که مدتها خنده بچه ها را دنبال خود داشت.فکر کنم بعد از خواندن و نوشتن در دوران ابتدایی ،این هم قشنگترین سوغاتی آن موقع بود،هنوز پاره گی کوچکی در لباس یا تکه ای که نیاز به دوختن باشد را لنگ نمیزنم.اینها را گفتم که برسم به این نکته دو شب از قبل از بازگشایی مدارس سری به خانه خواهرم (گیلدا)زدم،دیدم از استرس در حال جویدن لبهایش می باشد،کاچی به عمل آوردم ،فهمیدم شلوار(امیر)پسرش باید برای روز اول مهر کمی تو گذاشته شود.همین ،گفتم شلوار را با جعبه خیاطی ات بیاور،جعبه خیاطی جهیزیه آنقدر نو نگه داشته شده بود و بلا استفاده که قر قره ها تماما پوسیده شده بودند،بماند ،با کشیدن سوزن ریز و ظریفی از موزه جعبه خیاطی و نخ کردن آن هر دو پاچه شلوار را تا زده زیگزاک زدم و بعد اتو و کار تمام.سرم را که بالا آوردم با دهان باز از تعجب خواهر تحصیلات آکادمیک رفته ام مواجه شدم چقدر خوشحال که این کار در خانه انجام شده و با توجه به شلوغ بودن این ایام هیچ خیاطی راضی به قبول سفارشی در این حد نمیشد.با دعاهای بسیاری که ایشان بدرقه راهم نمودند به خانه آمدم،ودر دل برای شادی روح همه معلمهایی که رفته اند درود فرستادم ،الخصوص سرکار خانم فیروزه نازنین معلم هنر ،دینی ،و قرآن .روحشان پر نور

By |۱۳۹۸-۷-۱۶ ۱۷:۴۹:۰۹ +۰۰:۰۰مهر ۱۶ام, ۱۳۹۸|جستارها|بدون ديدگاه

درباره نویسنده :

شاید علاقه عجیب من به بوی کاغذ تا نخورده، میل خط خطی کردنشان را از کودکی در من بیدار کرد، تا آنگاه که توانستم بنویسم، دیگر از خط خطی کردن دست بر داشتم، دوستش دارم، نوشتن را می گویم، درست بسان عبادت، قلم معبد من است. به معبدگاه من خوش امدید.

ثبت ديدگاه