روزی که‌تخمک نام گرفتم یادم نیست فقط میدانم به دلیل این نامگذاری به انفرادی منتقل شدم ،سلولم اوایل انتقال من‌به آنجا خیلی کوچک بود ،ولی با بزرگتر شدنم سلولم هم بزرگتر میشد ،زندانبانم زن مهربانی بود از طریق لوله کوچکی به من آب و‌غذا می رساند ،گاهی هم شعر میخواند ،تماما خواب بودم شاید به واسطه صدای شر شر آبی بود که‌به گوش می رسید مدت محکومیتم نه ماه بود باید تحمل میکردم تا بگذرد ،با بزرگتر شدنم سعی میکردم با لگد زدن های پیاپی به دیواره سلول زندانبانم را وادار کنم من را به حیاط جهت هواخوری منتقل کند ،دست و‌پایم چنان در هم‌پیچیده بود که جای تکان خوردن نداشتم ،او زن مهربانی بود با مورس زدن برایم پیام میفرستاد که تو‌را بیرون خواهم‌ آورد،خوشحال میشدم که‌کسی صدایم را میشنود ،وقتی مطمین شدم که پیام هایم را کسی هست که بشنود که دیگر درنگ نکردم ،آنقدر در ارسال پیام با لگد زدن های متوالی اقدام کردم تا مجبور شدن او را به بهداری منتقل کنند ،آنجا مردی که بعدها پدر خطابش میکردم با گذاشتن وثیقه مالی ،باعث آزادی من از انفرادی گشت ،درب سلولم که‌گشوده شد صدای جیغم از شدت نور زیادی که‌چشمانم را بسته نگاه داشته بود وضربه ای که‌ توسط پزشک بهداری با تنم اصابت کرد ،باعث شد لبخندی بر لبان داغمه بسته از درد بر لبان زندانبانم جاری شود ،تازه فهمیدم نامم از تخمک به نوزاد تغییر یافته،بعد من را به بندی منتقل کردن که دیوارهایش مانند سلول قبلی از پوست نبود ،تماما شیشه بود جای بازتری یافته بودم و‌از این بابت خیلی خوشحال بودم ،شکلک هایم ،یا شاید خنده هایم باعث شادی افراد صف کشیده پشت شیشه ها میشد ،در این بند همه هم سلولی هایم خواب بودن ،گاهی مایعی گرم از توده ای که نامش سینه بود جریانی نرم درونم را غلغلک می داد ،این بند خیلی حس و‌حال بهتری داشت ملاقاتی داشتی ،برایت کلی خوراکی و‌پوشاک در دست داشتند ،انجا فهمیدم بعد از خروج از این بند تا مدت کوتاهی نوزاد خطابت میکنند ،دوباره در بند دیگری بچه نام میگیری،بند دیگری تو‌را کودک نامگذاری می کنند ،نو جوان ،جوان ،میانسال ،سالمند ،آنقدر نامت در هر بندی تغییر میکند ،تا روزی اگر دیگر آنقدر پیر شدی که نام خودت را و‌هم‌بندی هایت را فراموش کردی ،روزی خواهد بود که این بار بدون هیچ زندانبانی دوباره به انفرادی منتقل میشوی ،نه برای رشد کردن ،برای خاک شدن ،ولی انهایی که به سراغت می آیند برایت آب خواهند آورد ،می دانند همیشه صدای شر شر آب را دوست داشتی۰