Loading...
خانه۱۳۹۸-۵-۱۴ ۱۳:۱۰:۳۴ +۰۰:۰۰
avatar giti

شاید علاقه عجیب من به بوی کاغذ تا نخورده، میل خط خطی کردنشان را از کودکی در من بیدار کرد، تا آنگاه که توانستم بنویسم، دیگر از خط خطی کردن دست بر داشتم،
دوستش دارم، نوشتن را می گویم، درست بسان عبادت،
قلم معبد من است.
به معبدگاه من خوش امدید.

داستان کوتاه
داستان صوتی
داستان کودک
جستار
داستان دنباله دار

جدیدترین نوشته ها

جدیدترین داستان ها را بخوانید

چادر گل گلی

روزی که خانم‌جان من و خواهر بزرگ‌ترم را به بزازی محله خودشان برد وبرای هردوی ما چادرنماز گل‌گلی خرید و پارچه ها ی هر کدام از ما را لای کاغذ روزنامه بریده شده ای به دستمان دادند از تاریخی ترین روزهای زندگی ما بودحتی چادرنماز عروسی‌ام هم به آن شیرینی [...]

  • زنگ هنر

زنگ هنر

کلاس چهارم دبستان زنگ خیاطی داشتیم،یادش بخیر خانم فیروزه معلم دینی و قرآن ما بود [...]

  • گردگیری

گردگیری

این روزها با وارد شدن به نیمه دوم سال، گرد و دود گرفتن‌های خانگی هم [...]

  • یار دبستانی

یار دبستانی

پشت ترافیک حاصل از سوارشدن دختربچه‌های مدرسه‌ای در حال بازی با انگشتانم روی فرمان ماشین [...]

پربازدید ترین نوشته ها

پربازدیدترین داستان ها را بخوانید

گردگیری

این روزها با وارد شدن به نیمه دوم سال، گرد و دود گرفتن‌های خانگی هم نه به‌اندازه خانه‌تکانی عید ولی چیزی شبیه به آن در اکثر خانه‌ها. شروع‌شده شاید یک‌جور غبارروبی، فیش قالی‌شویی را پرداخت کردم در بازگشت به خانه فریمارا دیدم دوستی ما از شبی که زلزله‌ای پنج شش [...]

  • زنگ هنر

زنگ هنر

کلاس چهارم دبستان زنگ خیاطی داشتیم،یادش بخیر خانم فیروزه معلم دینی و قرآن ما بود [...]

  • گردگیری

گردگیری

این روزها با وارد شدن به نیمه دوم سال، گرد و دود گرفتن‌های خانگی هم [...]

  • یار دبستانی

یار دبستانی

پشت ترافیک حاصل از سوارشدن دختربچه‌های مدرسه‌ای در حال بازی با انگشتانم روی فرمان ماشین [...]

مشاهده همه نوشته ها